تبليغاتX
. رهگذرخرابه های کوفه

 

سعادتمند حقیقی کسی است که علی را در حیات او و پس از رحلتش دوست بدارد . ( پیامبر اکرم ص )

فاطمه، دختر اسد،در حال طواف بود که درد زایمان او را فرا گرفت؛پس وارد کعبه شد و امیر مومنان را در کعبه بزاد. ( امام سجادع )

 

ودیگر بار ، سخن از انسانی است برگزیده ...

انسانی که باتعبیر شاعرانه ، بلکه به واقع ، قلم را یارایی توصیف او نیست ...

او ، که برتر از وصف ، برتر از اندیشه و والاتر از جوهر کلام بود او که با شگفتی شکوفید وبا معیاری دیگر زیست و به گونه ای دیگر ماند ، وبا حالتی برتر رفت ... انسانی که شکوه واستواری کوه ، نرمخویی وزلالی آب ، خروشندگی صاعقه ، گرمی آفتاب ، گستردگی دریاها و ابهام وهیمنه ای بیشه زاران وجنگلهای انبوه ، وسادگی و صافی کویر و پاکی ملکوت خدا ، همه وهمه را یکجا در وجود خویش داشت ...

آری ، بار دیگر سخن از علی (ع) است ؛ مردی که شگفت زاده شد ، شگفت زیست و شگفت از چشم ما رفت ...

 

نام : علی

لقب : مرتضی

کنیه : ابوالحسن

نام پدر : عمران ابوطالب

نام مادر : فاطمه

تاریخ ولادت : 13 رجب ( 23 سال قبل از هجرت )

محل ولادت : مکه مکرمه خانه خدا

مدت امامت : 30 سال

مدت عمر: 63 سال

تاریخ شهادت : 21 رمضان المبارک سال 40 قمری

علت شهادت : تحریکات قطام

نام قاطل : عبدالرحمن بن ملجم

محل دفن : نجف اشرف

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 20:43  توسط منصورصفری  | 

نهج البلاغه گمشده بشريت معاصر

 ما منتظريم كه كتاب نهج البلاغه كه بعد از قرآن بزرگترين دستور زندگي مادي و معنوي و بالاترين كتاب رهايي بخش بشر است و دستورات معنوي و حكومتي آن بالاترين راه نجات است، از امام معصوم ماست.

(امام خميني «ره»)

 نهج البلاغه مرهمي است بر دردهاي جانكاه بشريت.

نهج البلاغه داروي مؤثري است بر تلطيف روح انسانها و مبارزه با خشونتها.

نهج البلاغه اثري است به درخشندگي آفتاب، به لطافت گل، به قاطعيت صاعقه، به غرش طوفان و برق، به تحرك امواج، به بلندي ستارگان دوردست بر اوج آسمانها.

نهج البلاغه در حقيقت فرزند قرآن است.

اين مجموعه زيبا و نفيس كه روزگار از كهنه كردن آن ناتوان است و گذشت زمان و ظهور افكار و انديشه اي نوتر و روشن تر بر ارزش آن افزوده، منتخبي است از خطابه ها و دعاها، وصايا، نامه ها و  جمله هاي كوتاه مولاي متقيان علي (ع) كه بوسيله سيد شريف رضي در حدود هزار سال پيش گردآوري شده است.

او از نظر خودش آنهايي كه از جنبه بلاغت برجستگي خاصي را داشته اند انتخاب كرده، از اينرو اين منتخب را نهج البلاغه نام نهاد. كلمات اميرالمؤمنين (ع) از قديم ترين ايام با دو امتياز همراه بوده است. 1- فصاحت و بلاغت 2- همه جانبه بودن (چندي بعدي بودن) توأم شدن ايندو با هم سخن علي (ع) را در حد اعجاز قرار داد و به همين جهت سخن علي (ع) در حد واسط كلام مخلوق و كلام خالق قرار گرفته

((فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق))

[[نهج البلاغه]]

به اقرار اغلب دانشمندان و نويسندگان و ادباي حتي معاصر غير شيعي عرب، زيباترين متن عرب است.

سخناني كه از نظر ادبي در اوج زيبايي و از نظر فكر در عمق بسيار و از نظر اخلاق سرمشق و نمونه است،

در آن عباراتي هست كه هر خواننده اي اقرار مي كند كه در بشريت نظاير اين عبارات وجود ندارد.

 

چرا نهج البلاغه چنين كششي دارد؟

1- نهج البلاغه ، همه جا سخن از همدردي با طبقات محروم و ستمديده انسانها است. سخن از مبارزه با بي عدالتي و ظلم و طاغوتهاست.

2- نهج البلاغه همه جا در مسير آزادي انسانها گام بر مي دارد. آزادي از زنجير اسارت هوا و هوسهاي سركش، از زنجير اسارت ستمگران خودكامه، طبقات مرفه پرتوقع، جهل و بي خبري، كه انسان را به لذت و بدبختي مي كشاند، و هشدار مي دهد كه هر جا نعمتهاي فراواني روي هم انباشته است حقوق از دست رفته اي در كنار آن به چشم مي خورد.

3- جذبه هاي عرفاني نهج البلاغه چنان است كه ارواح تشته را با زلال خود آنچنان سيراب و مست مي كند كه نشئه شراب طهورش را به لرزه مي اندازد ، لرزه اي دردناك و در عين حال لذت بخش.

4- در هر ميداني گام مي نهد چنان  سخن را ادا مي كند و دقايق را مو به مو شرح مي دهد كه گويي گوينده متخصص همين موضوع بوده است . ليكن از امتيازات سخنان امام علي (ع) اين است كه محدود به زمينه خاصي نيست در شرح اسماء و صفات الهي به چهره يك فيلسوف مجسم مي شود كه فقط از توحيد سخن گفته، در خطبه جهاد، فرمانده و افسر شجاع و دلاوري را مي بينيم كه دقيقترين تاكتيكها را تشريح مي كند. در مسند حكومت و رهبري راه وصول به يك آرامش اجتماعي و سياسي و نظامي را با پخته ترين عبارات بيان مي كند و در مسند درس و اخلاق عباراتي محكم، عميق و نافذ براي سالكان مي گويد كه مرد وارسته اي چون ((همام)) پس از شنيدن آن صيحه اي مي زند و نقش زمين مي شود.

چرا از نهج البلاغه دوريم؟

ما كه چنين گنجي در خانه داريم چرا تهي دستيم؟ ما كه چنين چشمه زلال و گوارا و جوشنده اي در دسترس داريم چرا تشنه ايم؟ ما كه داراي اين ميراث بزرگ اسلامي هستيم چرا  دست بسوي ديگران دراز مي كنيم؟ و پاسخي جز اين ندارد كه،

نهج البلاغه را نشناخته ايم و بر ارزش واقعي اين مجموعه بزرگ واقف نگشته ايم.

و عجيب اين كه نهج البلاغه در ديار خويش در ميان شيعيان علي (ع)، حتي در حوزه هاي علميه شيعه غريب و تنهاست. همچنانكه خود علي (ع) غريب و تنهاست. بديهي است اگر محتويات كتابي و يا انديشه ها و احساسات و عواطف شخصي با دنياي روحي مردمي سازگار نباشد، اين كتاب يا آن شخص در عمل تنهاست و بيگانه مي ماند و هر چند نامشان با هزاران تجليل و تعظيم برده شود.

منبع:http://www.emamali.net

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 10:53  توسط منصورصفری  | 

سلام مابه قبر بی چراغ تو یازهرا(س)

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 17:31  توسط منصورصفری  | 

گوشه ای از بیانات آسمانی حضرت زهرا

سوم جمادی الثانی، سال روز شهادت یادگار پیامبر، همسر فداکار امیرمؤمنان علیه‏السلام و مادر مهربان یازده ستاره فروزان آسمان ولایت و امامت، کوثر قرآن کریم، حضرت زهرای مرضیه علیهاالسلام است. همو که در دوران کوتاه حیات خود منشأ برکات فراوانی برای اسلام و مسلمانان شد. فاطمه علیهاالسلام عمر کوتاه خود را در دفاع از حریم پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله، ترویج و نشر افکار محمدی، دفاع از ولایت و تربیت فرزندان معصوم صرف کرد.


اشاره
 سوم جمادی الثانی، سال روز شهادت یادگار پیامبر، همسر فداکار امیرمؤمنان علیه‏السلام و مادر مهربان یازده ستاره فروزان آسمان ولایت و امامت، کوثر قرآن کریم، حضرت زهرای مرضیه علیهاالسلام است. همو که در دوران کوتاه حیات خود منشأ برکات فراوانی برای اسلام و مسلمانان شد. فاطمه علیهاالسلام عمر کوتاه خود را در دفاع از حریم پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله، ترویج و نشر افکار محمدی، دفاع از ولایت و تربیت فرزندان معصوم صرف کرد.

زیارت
 زیارت حضرت زهرای مرضیه علیهاالسلام همانند سایر معصومان از فضیلت فراوانی برخوردار است. زیارت‏های گوناگونی نیز برای این بانوی مجلله اسلام وارد شده است. در قسمتی از زیارت حضرت، ایشان را مخاطب قرار داده و می‏گوییم: «سلام بر تو ای دختر رسول خدا! سلام بر تو ای بانوی زنان جهانیان! سلام بر تو ای همسر ولی خدا! من شهادت می‏دهم که کسی که تو را خوشحال کند، رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را خوشحال کرده و هر کس بر تو ستم کنند، به رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ستم کرده است.

ای بانوی من! من به تو و پدرت و همسرت و امامان از فرزندانت اعتقاد داشته، به ولایت آن‏ها ایمان دارم. به فرمانبرداری از آنان ملتزم هستم. خدایا رحمت خود را بر فاطمه علیهاالسلام فرو فرست؛ رحمتی که مقام او را در نزد تو بالا ببرد»1.

فریاد یک انقلاب
 حضرت زهرا علیهاالسلام پس از وفات پدربزرگوار خود نود و پنج روز زنده بود. او بیش‏تر این مدت را از دوری پدر و غربت و مظلومیت امیرمؤمنان علیه‏السلام در رنج بود.تا آن جا که دوبار کاسه صبرش لبریز شد و به ایراد خطبه‏ای آتشین پرداخت. یکی از این خطبه‏ها، در مسجد پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و در برابر جمع فراوانی از مردم مدینه ایراد شد که بهت و حیرت حاضران را برانگیخت2.

امروزه نیز دانشمندان و ادیبان به فصاحت و بلاغت و شیوایی گفتار حضرت اعتراف کرده، به عجز و ناتوانی انسان عادی از چنین سخنرانی اقرار می‏کنند. خطبه دوم حضرت زهرا علیهاالسلام در منزل خود حضرت و در جمع زنان انصار و مهاجر بود. این خطبه چنان تحولی را در حاضران ایجاد کرد که در بازگشت، مقابل شوهرانشان ایستاده، آنان را برای عذرخواهی به منزل حضرت علی علیه‏السلام فرستادند3.

سخنرانی زهرا علیهاالسلام
 رویدادهایی که پس از رحلت پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به وقوع پیوست، سبب شد تا فاطمه زهرا علیهاالسلام مردم را جمع کرده، در مسجد پیغمبر به ایراد سخنرانی بپردازد. جمع زیادی از مردم مدینه، خلیفه وقت و مأموران حکومتی، نظاره‏گر در افشانی بانوی ارزشمند اسلام بودند.
این خطبه کم نظیر دارای بخش‏های متفاوتی است که هر یک هدف روشنی را تعقیب می‏کند. حضرت زهرا علیهاالسلام در بخش نخست این خطبه، تحلیل فشرده‏ای درباره توحید و هدف آفرینش ارائه کرده و در بخش دیگری از سخنان خود، به مقام والای پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و مسئولیت‏های ایشان اشاره کرده است. در بخش سوم نیز،، به اهمیت قرآن و فلسفه و اسرار احکام اسلامی پرداخته و پس از معرفی خود، خدمات رسول گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را گوشزد کرده است. حوادث پس از پیامبر نیز بخشی از این خطبه را در بر می‏گیرد.4

ایمان
انسان دارای ظاهر و باطنی است. ظاهر آدمی، همان بدن و باطنش، روح و روان اوست. همان گونه که بدن دارای احکامی مانند طهارت و نجاست است و در صورت نجاست، با آب پاک می‏شود، روح و روان نیز، نجاست و طهارت دارد. نجاست روح، شرک به خداوند است که جز با ایمان پاک نمی‏شود. شرک از گناهان آمرزش‏ناپذیر است5 و براساس کلام نورانی امیرمؤمنان، شرک گناهی است که همه اعمال انسان را باطل می‏کند6.
تنها چیزی که می‏تواند این نجاست و پلیدی روح را از بین برده، صفا و جلوه دوباره‏ای به قلب و روح آدمی دهد، ایمان به خداست. حضرت زهرا علیهاالسلام در این باره می‏فرماید: «خداوند ایمان را وسیله پاک کردن نجاست شرک، از روح شما قرار داد»7 تا در سایه آن همه مظاهر شرک از بین برود و قلب که حرم الاهی است جایگاه صاحب خانه شود.

معراج مؤمن
 نخستین وظیفه انسان مسلمان در برابر پروردگار خویش، نماز است. نماز دستور بزرگ تربیتی اسلام و عامل مهمی برای جلوگیری از فحشا و رذایل اخلاقی و تجاوز به حقوق دیگران است8. نماز ستون خیمه دین است و آیه‏های فراوانی از قرآن کریم این امر مهم اختصاص یافته است که حکایت از اهمیت این فریضه الهی دارد.
حضرت زهرا علیهاالسلام درباره علت وجوب نماز و اهتمام اسلام به این واجب فرموده است: «خداوند نماز را برای دوری از تکبر و خودبینی بر انسان‏ها واجب ساخت؛9 زیرا ریشه اغلب صفات زشت و ناهنجاری‏های جامعه، تکبر است. هنگامی که انسان به نمازمی‏ایستد و پیشانی خود را بر زمین می‏زند، خویش را در مقابل خداوند ذلیل و کوچک شمرده، در برابر حضرت حق سر تسلیم فرود می‏آورد و خواسته او را بر خواهش‏های شیطانی خود مقدم می‏دارد.

زکات
زکات یکی از واجبات الهی و از منابع اقتصادی حکومت اسلامی است که نقش فراوانی در گسترش عدالت اجتماعی و اقتصادی داشته، می‏تواند حکومت را برای برطرف سازی شکاف طبقاتی یاری دهد. زکات هزینه‏ای است که افراد واجد شرایط باید برای برخی از کالاهای زندگی خود پرداخت کنند.
زهرا علیهاالسلام در مورد فلسفه وجوب زکات می‏فرماید: «خداوند زکات را برای پاکیزگی جان انسان‏ها از زشتی‏ها و بخل و برای رشد و زیاد شدن اموال شما قرار داد»10. خداوند در قرآن کریم به پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید: «از اموال واجد شرایط آنان، زکات بگیر تا آنان را از خودسری و بخل برهانی و اموالشان را پاک و خودشان را پاکیزه سازی»11. خداوند در جای دیگری می‏فرماید: «هر چه در دنیا بدهید، خداوند جای آن را در دنیا پر می‏کند»12.

روزه
 یکی از واجبات الاهی که نقش به سزایی که پاک سازی روح آدمی دارد، روزه است. این فریضه بزرگ در اسلام از جایگاهی والا برخوردار است. حضرت زهرا علیهاالسلام در فلسفه واجب سازی روزه می‏فرماید: «خداوند روزه را برای تثبیت و استحکام اخلاص در وجود انسان، واجب کرد»13. روزه بر خلاف دیگر عبادت‏ها، قابل ریا کردن نیست؛ زیرا این عمل از چشم مردم پوشیده مانده و از توقع تمجید و تعریف بر کنار است. به همین دلیل پیامبر مکرم اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در بیان نورانی خود می‏فرماید: «خداوند عزوجل فرمود، روزه تنها به خاطر من است و من خودم پاداش آن را خواهم داد»14.

خداوند به مسلمانانی که دارای قدرت و توانایی مالی و بدنی هستند، دستور می‏دهد هر سال در زمان مشخصی گرد خانه خدا اجتماع کرده، اعمال ویژه‏ای انجام دهند15 این فریضه بزرگ، دارای ابعاد گوناگون فردی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است که سالیانه میلیون‏ها نفر از مسلمانان را از همه نقاط جهان، به محل نزول وحی می‏کشاند و با تشکیل اجتماع بزرگ مسلمانان از مصالح ایشان پاسداری کرده، با بیزاری از شرک و کفر نمرودها و ابوجهل‏های زمان، قدرت واقعی اسلام را به نمایش می‏گذارد و بنای محکم دین اسلام را مستحکم‏تر می‏سازد16.

حضرت زهرا علیهاالسلام درباره علت وجوب حج و اجتماع سالیانه مسلمانان می‏فرماید: «کنگره عظیم اسلامی حج، پایه‏های اسلام را محکم و قدرت و توان مسلمانان را در تمام زمینه‏ها افزایش داده، دشمنان را از طمع ورزیدن در دین خدا ناامید می‏کند»17.

عدالت
 نبود عدالت و شیوع ظلم و ستم باعث عصیان و سرکشی شده، اختلاف‏های عمیق جامعه انسانی را در پی خواهد داشت. خداوند برای حفظ وحدت و رسیدن تمام مردم به حقوق خود رعایت عدالت را واجب و ترک آن را ظلم قلمداد کرده است. عدالت، واژه مقدسی است که خداوند آن را قرین تقوا قرار داده و همگان را به رعایت آن توصیه کرده است18.

حضرت زهرا علیهاالسلام در فرازی از فرمایش‏های خود درباره علت وجوب عدالت می‏فرماید: «خداوند عدالت را بر همگان واجب کرد تا در سایه آن قلب‏های مردم به هم نزدیک و با یکدیگر مأنوس شود»19. عدالت اجتماعی کینه‏ها را از دل‏ها می‏شوید و نابسامانی‏های اجتماعی را سامان می‏بخشد و در پرتو آن تمام مردم به حقوق فردی و اجتماعی خود رسیده و جامعه اسلامی از تمام معایب مبرّا شده و همگان در صلح و آرامش به زندگی خود ادامه می‏دهند.

پیروی از اهل بیت علیهم‏‌السلام
 پیروی از اهل بیت علیهم‏السلام همانند پناه بردن به کشتی نجات در دریای توفانی تمدن جدید است. حضرت زهرا علیهاالسلام بانوی ارزشمند اسلام در قسمتی از خطبه فدکیه خود، علت وجوب اطاعت از اهل بیت پیامبر را برشمرده، می‏فرماید: «خداوند عزوجل اطاعت ما اهل بیت را برای تنظیم امور دنیوی و اخروی مردم واجب کرد تا مردم از طریق قبول رهبری پیشوایان معصوم به نظام اجتماعی سالمی دست یافته و در امنیت کامل به زندگی خود ادامه دهند»20.

رهبری مردم
 تفرقه، برنده‏ترین سلاحی است که همواره جوامع اسلامی را تهدید می‏کند، و آن را تا مرز فروپاشی و نابودی می‏کشاند. قدرت‏های بزرگ و زورمندان فرصت طلب، همواره با استفاده از عنصر تفرقه، جوامع اسلامی را عرصه تاخت و تاز قرار داده، به غارت و چپاول منابع و ثروت‏های ملی آنان پرداخته‏اند. خداوند عز و جل، خطر تفرقه را به مسلمانان گوشزد ساخته، و آنان را به اتحاد ویکپارچگی در مقابل زورمداران دعوت می‏کند: «همگی به ریسمان محکم الهی چنگ بزنید و از تفرقه بپرهیزید21».

حضرت زهرا علیهاالسلام نیز راه درمان بیماری کشنده تفرقه را تمسک به امامت اهل‏بیت معرفی کرده، می‏فرماید: «خداوند امامت و رهبری اهل بیت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را برای جلوگیری از هر گونه تک روی و اختلاف و رسیدن به وحدت اسلامی واجب کرد تا در سایه آن مسلمانان به سعادت دنیوی و اخروی برسند»22.

جهاد
 یکی از برنامه‏های حیات بخش اسلام در دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی کشورهای اسلامی و محافظت از جان و مال و ناموس مسلمین از دستبرد بیگانگان و طمع ورزان، فریضه جهاد و پیکار در راه خداست. این فریضه بزرگ الاهی، دری از درهای بهشت است که خداوند آن را برای دوستان ویژه‏اش باز کرده است23. حضرت فاطمه علیهاالسلام در قسمتی از خطبه آتشین خود به فلسفه وجوب جهاد اشاره کرده، می‏فرماید: «خداوند جهاد را به خاطر عزت و سربلندی مسلمانان بر شما واجب کرد تا با عمل کردن به این فریضه الاهی، دین خدا عزیز و امت اسلامی با عزت و سربلندی زندگی کنند»24.

صبر
 صبر، آینه تمام نمای تسلیم و ایمان به مبداء و معاد و نویدبخش صبح صادق پس از شب تار است. صبر، سرآغاز پیروزی و شادمانی کسانی است که طعم تلخ شکست را چشیده و با سلاح بردباری، به جنگ حوادث رفته‏اند و میوه شیرین درخت تنومند بردباری را تناول کرده‏اند. صبر، میراث ماندگار بهترین بندگان خدا در مقابل تندباد حوادث است، آنان که همانند کوهی استوار ایستادگی کرده و در سدرة المنتهی جای گرفته‏اند. فاطمه زهرا علیهاالسلامدر بیان شیوای خود در فلسفه وجوب صبر می‏فرماید: «خداوند صبر و شکیبایی را وسیله‏ای برای جلب پاداش الهی قرار داد تا در مقابل آن از رحمت بیکران الهی بهره‏مند شوند»25.

امر به معروف و نهی از منکر
 فریضه امر به معروف و نهی از منکر، در اسلام جایگاه ویژه‏ای دارد. امر به معروف و نهی از منکر، همان نظارت مردم بر مردم است که بهترین نوع مدیریت نظارتی به شمار می‏رود. این فریضه بزرگ الاهی در حقیقت به منزله یک پوشش اجتماعی برای محافظت از جماعت انسانی است؛ زیرا اگر امر به معروف و نهی از منکر نباشد، عوامل گوناگونی که دشمن بقای وحدت اجتماعی هستند، بروز کرده، جامعه را متلاشی می‏کنند. در اثر ترک این دو فریضه مهم، ظلم و فساد فضای جامعه را گرفته، عقاید و دین آن‏ها به تاراج می‏رود و مردم نابود می‏شوند26. یادگار پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آلهدرباره فلسفه وجوب امر به معروف می‏فرماید: «خداوند امر به معروف را به خاطر مصالح و منفعت عمومی و زندگی سراسر صلح و آرامش واجب کرد»27.

احترام به پدر و مادر
 دین اسلام همانند سایر ادیان الهی توجه ویژه‏ای به پدر و مادر داشته، فرزندان را به احترام و خضوع در برابر آن‏ها موظف می‏کند. قرآن کریم، احترام و احسان به پدر و مادر را پس از عبادت خداوند قرار داده، می‏فرماید: «خداوند خواسته است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر خود نیکی کنید. اگر یکی از آنان یا هر دو به پیری رسیدند (و در اثر پیری کم طاقت و تندخو شدند) به آنان «اُف» نگو و بر سر آنان فریاد نزن و با آنان به خوبی و مهربانی سخن بگو»28. حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز در خطبه فدکیه خود، با اشاره به لزوم احترام به پدر و مادر، می‏فرماید: «خداوند نیکی کردن به پدر و مادر را موجب پیش‏گیری از خشم خود قرار داد تا با رعایت این مهم اسلامی و دینی، از خشم و تازیانه عذاب الاهی در امان باشیم».29

صله رحم
 صله رحم از احکام نورانی الاهی است که به تصریح روایات و فتاوای فقهای اسلام واجب بوده، قطع آن، حرام و از گناهان کبیره است. منظور از رحم، هر کسی است که با انسان از سوی پدر و مادر نسبت خویشاوندی دارد.30 صله رحم افزون بر پاداش اخروی، دارای آثار و برکات دنیوی است.

بانوی بزرگ اسلام حضرت زهرا علیهاالسلام نیز به یکی از این آثار در خطبه فدکیه خود اشاره کرده، می‏فرماید: «خداوند صله رحم را وسیله‏ای برای افزایش جمعیت و قدرت انسان قرار داده است».31 خداوند مسلمانان را از قطع رحم بر حذر داشته32 و مولای متقیان امیرمؤمنان علیه‏السلام صله رحم را از روش‏های نیک مردان شمرده، 33درباره آثار و برکات آن فرموده است: «پیوند با خویشاوندان اموال انسان را زیاد کرده، مرگ را از آدمی بر می‏گرداند و باعث طولانی شدن عمر انسان می‏شود».34

مبارزه با کم فروشی
 قرآن کریم، کم فروشی را تلاشی برای فساد کردن در زمین عنوان کرده، از قول حضرت شعیب فرموده است: [او به قوم خود گفت] ای قوم! پیمانه و وزن را با عدالت، تمام بدهید و بر اجناس مردم عیب نگذارید و از حق آنان نکاهید و در زمین به فساد کردن نکوشید»35. با خیانت کردن در معامله‏ها، اطمینان و اعتماد عمومی که بزرگ‏ترین پشتوانه اقتصادی ملت‏هاست از بین رفته، ضایعات جبران ناپذیری بر جامعه تحمیل می‏شود.

قرآن کریم به کم فروشان وعده عذاب داده، می‏فرماید: «کم فروشان کسانی هستند که وقتی برای خود پیمانه می‏کنند، حقشان را به طور کامل می‏گیرند، ولی وقتی برای دیگران وزن می‏کنند، کم می‏گذارند»36. حضرت زهرا علیهاالسلام می‏فرماید: «خداوند برای مبارزه با کمبودها و تحصیل حقوق مردم، کم فروشی را حرام کرد تا هیچ گونه حقی از مردم ضایع نشود»37.

نهی از شراب
 خداوند در آیاتی از قرآن کریم مردم را از استعمال مشروب‏های الکلی نهی کرده38، نوشیدن آن‏ها را از گناهان کبیره می‏شمارد39. در بعضی از سخنان اهل بیت علیهم‏السلام نیز شراب کلید تمام بدی‏ها و زشتی‏ها معرفی شده است40. حضرت زهرا علیهاالسلام در بخشی از خطبه فدکیه خود به فلسفه تحریم استفاده از مشروبات الکلی اشاره کرده، می‏فرماید: «خداوند شراب را حرام کرد تا شما را از پلیدی‏ها و آلودگی‏ها پاکسازی کند»؛41 زیرا استفاده از مشروبات الکلی، عقل و درایت انسان رااز بین می‏برد و سبب می‏شود تا جنبه حیوانی انسان بر او غلبه کرده، دست به کارهای خطرناک بزند و موجبات فساد، قتل و هتک حرمت را در جامعه به وجود آورد42.

پرهیز از تهمت
 دین اسلام، برای آبرو و حیثیت افراد جامعه اهمیت زیادی قائل شده است؛ زیرا حیثیت افراد جامعه همانند آب بسته و جامدی است43 که در صورت ذوب شدن دیگر باز نمی‏گردد. قرآن کریم نیز انسان‏ها را از این کردار ناپسند نهی کرده، می‏فرماید: «کسانی که زنان پاکدامن و بی‏خبر از آلودگی و مؤمن را متهم می‏سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهی به دورند و عذاب بزرگی در انتظار آن‏هاست»44.

افزون بر خشم و غضب الاهی و وعده عذاب دردناک، عذاب دنیوی نیز شامل حال این افراد شده، در محاکم قضایی به هشتاد ضربه شلاق محکوم می‏شوند.45 حضرت زهرا علیهاالسلام یادگار پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با اشاره به زشتی نسبت ناروا به مؤمن و بر هم زدن عفت عمومی جامعه و نیز خدشه دار ساختن اعتبار اجتماعی مردم، به تشریح علت حرمت این کار پرداخته، و می‏فرماید: «خداوند، پرهیز از تهمت و نسبت‏های ناروا را، حجاب و مانعی در برابر غضب خود قرار داد تا با دوری کردن از این اعمال زشت، از غضب و خشم خداوند در امان باشند».46

دزدی
طمع در اموال مردم سبب می‏شود انسان برای به دست آوردن آن، دست به کارهای خلاف شرع از جمله سرقت بزند. اگرچه این ناهنجای رفتاری، ممکن است علت‏های گوناگونی داشته باشد، ولی یکی از مهم‏ترین عوامل آن، ناپایبندی به ایمان و به رسمیت نشناختن حقوق مردم است که به این شکل بروز می‏کند. سرقت، افزون بر مجازات اخروی دارای مجازت دنیوی بوده، موجب قطع دست می‏شود؛ زیرا دست آدمی، تا هنگامی که عفیف و امین باقی بماند، ارزشمند است، ولی ذلت خیانت آن را بی‏ارزش می‏کند.47 حضرت زهرا علیهاالسلام علت تحریم دزدی را بیان کرده، می‏فرماید: «خداوند به سبب عفت نفس و نگهداری از طمع به مال مردم، ترک سرقت را واجب و سرقت را حرام کرد».48

پارسایی
حضرت زهرا علیهاالسلام در بخش پایانی فلسفه احکام خطبه فدکیه خود، مسلمانان را به تقوای الاهی دعوت کرده، می‏فرماید: «حال که امر وجود احکام الاهی را در موضوع‏های گوناگون مانند نماز، روزه، حج، حکومت و زمامداری اهل بیت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله شنیدید، پس حق تقوا را به جا آورده، همه اوامر او را انجام دهید و از همه نواهی او خودداری کنید. مراقب باشید! اگر روزی اجل الاهی به سراغتان آمد و شما به مرگ و سفر به سرای آخرت محکوم شدید، مسلمان بمیرید»49.

غم نامه
ای فاطمه! ای یادگار رسول خدا! ای هستی مرتضی! ای قلب تپنده ولی خدا! دیگر مدینه آوای تو را نمی‏شنود. دیگر کسی از صدای گریه‏های شبانه‏روزی تو به علی شکایت نمی‏کند و امروز اهل مدینه به خواب راحت فرو می‏روند. قبرت از دیدگان آن‏ها مخفی شد تا نگاهشان به قبر تو نیفتد و لحظات عیش و نوش و بزم خوشگذرانی آن‏ها به هم نخورد. امروز بغض سه ماهه علی ترکید و برای اولین بار در کنار بستر بیماری‏ات قطرات اشکش را مقابل دیدگان تو جاری ساخت. نمی‏دانم چرا خود گریه می‏کرد، ولی فرزندانت را به آرامش دعوت می‏کرد. امروز برای لحظاتی قلب علی از تپش ایستاد، ولی اول مظلوم عالم باید بماند و رنج غربت زهرا و مظلومیت خود را تحمل کند. امروز دستان کوچک بچه‏های زهرا پیکر او را در بغل گرفتند و برای همیشه از مادر مهربان خود وداع کردند.

  پی نوشت:

 1 . شیخ عباس قمى، مفاتیح الجنان، نبوغ، قم، 1380، ص 556

 2. على بن عیسى اربلى، کشف الغمة فى معرفة الائمه، مترجم: على بن حسین زورانى، کتابفروشى اسلامیه، ج2، ص 41.

 3- ابومنصور طبرسى، الاحتجاج، نشر المرتضى، مشهد، 1403ق، ج1، ص 109.

 4. ناصر مکارم شیرازى، زهرا برترین بانوى جهان، انتشارات سرور، قم، 1383، ص 149.

 5. نساء: 116.

 6. فیض‏الاسلام، نهج البلاغه، فیض‏الاسلام، تهران، 1370، ص 474.

 7. الاحتجاج، ج1، ص 99؛ کشف الغمه، ج2، ص 43.

 8. عنکبوت: 45.

 9. محمدباقر ملبوبى، حقیقت جاویدان، کتابخانه صدر، تهران، 1391 ق، ص 386، با تصرف.

10. الاحتجاج، ج1، ص 99؛ کشف الغمه، ج2، ص 43.

 11. توبه: 104.

 12. سبأ: 39.

 13. الاحتجاج، ج1، ص 99؛ کشف الغمه، ج2، ص 43.

 14. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، بیروت، وفاء، 1403ق، ج 96، ص 255؛ میزان الحکمه، ج5، ص 465.

 15. همان: 97.

 16. شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعه، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، ج11، ص 14، با دخل و تصرف.

17. الاحتجاج، ج2، ص 99؛ کشف الغمه، ج2،ص 43.

 18. سید عزالدین حسینى، شرح خطبه حضرت زهرا علیهاالسلام، قم: دفتر تبلیغات اسلامى، 1375، ج2، ص 449.

 19. الاحتجاج، ج1، ص 99؛ کشف الغمه، ج 2، ص 43.

 20. الاحتجاج، ص 91؛ کشف الغمه، ص 43.

 21. آل عمران: 103.

 22. الاحتجاج، ج1، ص 99.

 23. نهج البلاغه، ص 94.

 24. الاحتجاج، ج1، ص 99؛ کشف الغمه، ج 2، ص 43.

 25- الاحتجاج، ص 99؛ کشف الغمه، ص 43.

 26. قرآن در آیه 116 سوره هود دلیل نابودى بعضى از امت‏هاى پیشین را ترک امر به معروف و نهى از منکر معرفى کرده است.

27. الاحتجاج، ج1، ص 99.

 28 اسراء :23.

 29. الاحتجاج، ج1، ص 99؛ کشف الغمه، ج2، ص 43.

 30. سید عبدالحسین دستغیب، بندگى، راز آفرینش، کتاب خانه مسجد جامع عتیق، شیراز، ج2، ص 497.

 31. الاحتجاج، ج 1، ص 99؛ کشف الغمه، ص 44.

 32. نساء: 1.

 33. عبدالواحد الآمدى، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، مکتب الاعلام الاسلامى، ص 406، حدیث 9297.

 34. همان، ص 406، حدیث 9308.

 35. هود: 85.

 36. مطففین: 1 ـ 3.

 37. الاحتجاج، ج1، ص 99؛ کشف الغمه، ج2، ص 44.

 38. مائده: 90.

 39 .بقره: 219.

 40. میزان الحکمه، ج 3، ص 161.

 41. الاحتجاج، ج1، ص 99.

 42. با الهام از حدیث امام صادق علیه‏السلام در میزان الحکمه، ج3، ص 163، ح 5143.

 43. نهج البلاغه، قصار 338، ص 1248.

 44. نور: 23.

 45. امام خمینى، تحریر الوسیله، انتشارات اسلامى، قم، ج4، ص 208.

 46. الاحتجاج، ج1، ص 99.

 47. برگرفته از پاسخ سید مرتضى به ابوالعلاء مُعرّى، به نقل از کتاب فاطمه زهرا علیهاالسلام از ولادت تا شهادت، ص 384.

 48. الاحتجاج، ج1، ص 99؛ کشف الغمه، ج 2، ص 44.

 49. همان.

 
منبع:مرکز پژوهش های صداوسیما

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 17:16  توسط منصورصفری  | 

پیامک‌های ويژه ایام فاطمیه

   یا امیر المؤمنین روحی فداک
    آسمان را دفن کردی زیر خاک ؟

    آه را در دل نهان کردی چرا ؟
    ماه را در گل نهان کردی چرا ؟

    یا علی جان تربت زهرا کجاست ؟
    یادگار غربت زهرا کجاست ؟

    -=-=-=-=-=-=-=-

    خون است که روی خاک خشت افتاده است
    داغ است به قلب سر نوشت افتاده است

    خیزید و فرشته را به بیرون ببرید
    آتش به در باغ بهشت افتاده است

    -=-=-=-=-=-=-=-

    یتیمان جز دو چشم تر ندارند
    به غیر از خاک غم بر سر ندارند

    چو مادر مرده ها باید فغان کرد
    که طفلان علی مادر ندارند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 19:21  توسط منصورصفری  | 
فرمان آسمانى
و خلّف فيكم كتاب ربّكم (( كتاب خدا يادگار اوست ))
اينك قرآن مجيد است كه بنام محمد (ص) و اسلام در پيش روى ما قرار دارد و چراغ فروزانى است كه در ظلمات جهل گم - گشتگان را راهبرى كند.
در اين نظام متين و ناموس شريف كژى و كاستى نيست . حلال را بيان كند و حرام را برشمارد. از واجبات گويد و سخن در حقايق احكام راند.
ناسخ را از منسوخ ، ويژه را از ناويژه ، باز نمايد و كلام الهى باز خواند.
يكسره بداستانهاى باستان پردازد و از گمشدگان قرون و اعصار حكايت كند، حديث فرسوده ملوك و فرمانروايانى را كه چندى بر جهان خداوند بوده اند و در عين كاميابى بناكامى از جهان رخت بربسته اند تازه سازد و جمله ها را با شهادت تاريخ و پندهاى عبرت انگيز بياميزد و غفلت - زدگان را از مستى لذّت ها و رؤ ياى جهل بهوش آورد.
به دردهاى بيدرمان زندگى دارو بخشد و بر جراحت هاى مهلك قلب مرهم شفا گذارد. قرآن از همه در سخن گفت ، تا آنجا كه كلمه اى ناگفته نگذاشت ، و گذشته ها را بياد آورد، چندان كه حادثه اى را فراموش ننمود، و آينده مرموز بشريت را به سعادت و سلامت تضمين كرد، در صورتى كه فرمان وى را بپذيرند و راه خوشبختى را از وى بجويند.
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:1  توسط منصورصفری  | 

خطبه‏اى از آن حضرت ( ع )

در اين خطبه ، سخن از آغاز آفرينش آسمان و زمين و آفرينش آدم ( ع ) است .

حمد باد خداوندى را كه سخنوران در ثنايش فرو مانند و شمارندگان از شمارش نعمتهايش عاجز آيند و كوشندگان هر چه كوشند ، حق نعمتش را آنسان كه شايسته اوست ، ادا كردن نتوانند . خداوندى ، كه انديشه‏هاى دور پرواز او را درك نكنند و زيركان تيزهوش ، به عمق جلال و جبروت او نرسند . خداوندى كه فراخناى صفاتش را نه حدّى است و نه نهايتى و وصف جلال و جمال او را سخنى درخور نتوان يافت ، كه در زمان نگنجد و مدت نپذيرد . آفريدگان را به قدرت خويش بيافريد و بادهاى باران زاى را بپراكند تا بشارت باران رحمت او دهند و به صخره‏هاى كوهساران ، زمينش را از لرزش بازداشت .

اساس دين ، شناخت خداوند است و كمال شناخت او ، تصديق به وجود اوست و كمال تصديق به وجود او ، يكتا و يگانه دانستن اوست و كمال اعتقاد به يكتايى و يگانگى او ، پرستش اوست . دور از هر شايبه و آميزه‏اى و ، پرستش او زمانى از هر شايبه و آميزه‏اى پاك باشد كه از ذات او ، نفى هر صفت شود زيرا هر صفتى گواه بر اين است كه غير از موصوف خود است و هر موصوفى ، گواه بر اين است كه غير از صفت خود است .

هركس خداوند سبحان را به صفتى زايد بر ذات وصف كند ، او را به چيزى مقرون ساخته و هر كه او را به چيزى مقرون دارد ، دو چيزش پنداشته و هر كه دو چيزش پندارد ، چنان است كه به اجزايش تقسيم كرده و هر كه به اجزايش تقسيم كند ،

او را ندانسته و نشناخته است . و آنكه به سوى او اشارت كند محدودش پنداشته و هر كه محدودش پندارد ، او را بر شمرده است و هر كه گويد كه خدا در چيست ، خدا را درون چيزى قرار داده و هر كه گويد كه خدا بر روى چيزى جاى دارد ، ديگر جايها را از وجود او تهى كرده است .

خداوند همواره بوده است و از عيب حدوث ، منزه است . موجود است ، نه آنسان كه از عدم به وجود آمده باشد ، با هر چيزى هست ، ولى نه به گونه‏اى كه همنشين و نزديك او باشد ، غير از هر چيزى است ، ولى نه بدان سان كه از او دور باشد . كننده كارهاست ولى نه با حركات و ابزارها . به آفريدگان خود بينا بود ، حتى آن زمان ، كه هنوز جامه هستى بر تن نداشتند . تنها و يكتاست زيرا هرگز او را يار و همدمى نبوده كه فقدانش موجب تشويش گردد . موجودات را چنانكه بايد بيافريد و آفرينش را چنانكه بايد آغاز نهاد . بى‏آنكه نيازش به انديشه‏اى باشد يا به تجربه‏اى كه از آن سود برده باشد يا به حركتى كه در او پديد آمده باشد و نه دل مشغولى كه موجب تشويش شود . آفرينش هر چيزى را در زمان معينش به انجام رسانيد و ميان طبايع گوناگون ،

سازش پديد آورد و هر چيزى را غريزه و سرشتى خاص عطا كرد . و هر غريزه و سرشتى را خاص كسى قرار داد ، پيش از آنكه بر او جامه آفرينش پوشد ، به آن آگاه بود و بر آغاز و انجام آن احاطه داشت و نفس هر سرشت و پيچ و خم هر كارى را مى‏دانست .

آنگاه ، خداوند سبحان فضاهاى شكافته را پديد آورد و به هر سوى راهى گشود و هواى فرازين را بيافريد و در آن آبى متلاطم و متراكم با موجهاى دمان جارى ساخت و آن را بر پشت بادى سخت‏وزنده توفان‏زاى نهاد . و فرمان داد ، كه بار خويش بر پشت استوار دارد و نگذارد كه فرو ريزد ، و در همان جاى كه مقرر داشته بماند . هوا در زير آن باد گشوده شد و آب بر فراز آن جريان يافت . [ و تا آن آب در تموج آيد ] ، باد ديگرى بيافريد و اين باد ، سترون بود كه تنها كارش ، جنبانيدن آب بود . آن باد همواره در وزيدن بود وزيدنى تند ، از جايگاهى دور و ناشناخته . و فرمانش داد كه بر آن آب موّاج ،

وزيدن گيرد و امواج آن دريا برانگيزد و آنسان كه مشك را مى‏جنبانند ، آب را به جنبش واداشت . باد به گونه‏اى بر آن مى‏وزيد ، كه در جايى تهى از هر مانع بوزد . باد آب را پيوسته زير و رو كرد و همه اجزاى آن در حركت آورد تا كف بر سر برآورد ،

آنسان كه از شير ، كره حاصل شود . آنگاه خداى تعالى آن كفها به فضاى گشاده ، فرا برد و از آن هفت آسمان را بيافريد . در زير آسمانها موجى پديد آورد تا آنها را از فرو ريختن باز دارد . و بر فراز آنها سقفى بلند برآورد بى‏هيچ ستونى كه بر پايشان نگه دارد يا ميخى كه اجزايشان به هم پيوسته گرداند . سپس به ستارگان بياراست و اختران تابناك پديد آورد و چراغهاى تابناك مهر و ماه را بر افروخت ، هر يك در فلكى دور زننده و سپهرى گردنده چونان لوحى متحرك .

سپس ، ميان آسمانهاى بلند را بگشاد و آنها را از گونه‏گون فرشتگان پر نمود .

برخى از آن فرشتگان ، پيوسته در سجودند ، بى‏آنكه ركوعى كرده باشند ، برخى همواره در ركوعند و هرگز قد نمى‏افرازند . صف در صف ، در جاى خود قرار گرفته‏اند و هيچ يك را ياراى آن نيست كه از جاى خود به ديگر جاى رود . خدا را مى‏ستايند و از ستودن ملول نمى‏گردند . هرگز چشمانشان به خواب نرود و خردهاشان دستخوش سهو و خطا نشود و اندامهايشان سستى نگيرد و غفلت فراموشى بر آنان چيره نگردد .

گروهى از فرشتگان امينان وحى خداوندى هستند و سخن او را به رسولانش مى‏رسانند و آنچه مقدر كرده و مقرر داشته ، به زمين مى‏آورند و باز مى‏گردند . گروهى نگهبانان بندگان او هستند و گروهى دربانان بهشت اويند . شمارى از ايشان پايهايشان بر روى زمين فرودين است و گردنهايشان به آسمان فرازين كشيده شده و اعضاى پيكرشان از اقطار زمين بيرون رفته و دوشهايشان آنچنان نيرومند است كه توان آن دارند كه پايه‏هاى عرش را بر دوش كشند . از هيبت عظمت خداوندى ياراى آن ندارند كه چشم فرا كنند ، بلكه ، همواره ، سر فروهشته دارند و بالها گرد كرده و خود را در آنها پيچيده‏اند . ميان ايشان و ديگران ، حجابهاى عزّت و عظمت فرو افتاده و پرده‏هاى قدرت كشيده شده است . هرگز پروردگارشان را در عالم خيال و توهم تصوير نمى‏كنند و به صفات مخلوقات متصفش نمى‏سازند و در مكانها محدودش نمى‏دانند و براى او همتايى نمى‏شناسند و به او اشارت نمى‏نمايند .

هم از اين خطبه [ در صفت آفرينش آدم ( عليه السلام ) ] آنگاه خداى سبحان ، از زمين درشتناك و از زمين هموار و نرم و از آنجا كه زمين شيرين بود و از آنجا كه شوره‏زار بود ، خاكى بر گرفت و به آب بشست تا يكدست و خالص گرديد . پس نمناكش ساخت تا چسبنده شد و از آن پيكرى ساخت داراى اندامها و اعضا و مفاصل . و خشكش نمود تا خود را بگرفت چونان سفالينه . و تا مدتى معين و زمانى مشخص سختش گردانيد . آنگاه از روح خود در آن بدميد . آن پيكر گلين كه جان يافته بود ، از جاى برخاست كه انسانى شده بود با ذهنى كه در كارها به جولانش درآورد و با انديشه‏اى كه به آن در كارها تصرف كند و عضوهايى كه چون ابزارهايى به كارشان گيرد و نيروى شناختى كه ميان حق و باطل فرق نهد و طعمها و بويها و رنگها و چيزها را دريابد . معجونى سرشته از رنگهاى گونه‏گون .

برخى همانند يكديگر و برخى مخالف و ضد يكديگر . چون گرمى و سردى ، ترى و خشكى [ و اندوه و شادمانى ] . خداى سبحان از فرشتگان امانتى را كه به آنها سپرده بود ، طلب داشت و عهد و وصيتى را كه با آنها نهاده بود ، خواستار شد كه به سجود در برابر او اعتراف كنند و تا اكرامش كنند در برابرش خاشع گردند .

پس ، خداى سبحان گفت كه در برابر آدم سجده كنيد . همه سجده كردند مگر ابليس كه از سجده كردن سر بر تافت . گرفتار تكبر و غرور شده بود و شقاوت بر او چيره شده بود . بر خود بباليد كه خود از آتش آفريده شده بود و آدم را كه از مشتى گل سفالين آفريده شده بود ، خوار و حقير شمرد . خداوند ابليس را مهلت ارزانى داشت تا به خشم خود كيفرش دهد و تا آزمايش و بلاى او به غايت رساند و آن وعده كه به او داده بود ، به سر برد . پس او را گفت كه تو تا روز رستاخيز از مهلت داده شدگانى .

آنگاه خداوند سبحان آدم را در بهشت جاى داد ، سرايى كه زندگى در آن خوش و آرام بود و جايگاهى همه ايمنى . و از ابليس و دشمنى‏اش برحذر داشت . ولى دشمن كه آدم را در آن سراى خوش و امن ، همنشين نيكان ديد ، بر او رشك برد . آدم يقين خويش بداد و شك بستد و اراده استوارش به سستى گراييد و شادمانى از دل او رخت بر بست و وحشت جاى آن بگرفت و آن گردن فرازى و غرور به پشيمانى و حسرت بدل شد . ولى خداوند در توبه به روى او بگشاد و كلمه رحمت خويش به

او بياموخت و وعده داد كه بار دگر او را به بهشت خود بازگرداند . ليكن نخست او را به اين جهان بلا و محنت و جايگاه زادن و پروردن فرو فرستاد .

خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد و از آنان پيمان گرفت كه هر چه را كه به آنها وحى مى‏شود ، به مردم برسانند و در امر رسالت او امانت نگه دارند ، به هنگامى كه بيشتر مردم ، پيمانى را كه با خدا بسته بودند ، شكسته بودند و حق پرستش او ادا نكرده بودند و براى او در عبادت شريكانى قرار داده بودند و شيطانها از شناخت خداوند ، منحرفشان كرده بودند و پيوندشان را از پرستش خداوندى بريده بودند . پس پيامبران را به ميانشان بفرستاد . پيامبران از پى يكديگر بيامدند تا از مردم بخواهند كه آن عهد را كه خلقتشان بر آن سرشته شده ، به جاى آرند و نعمت او را كه از ياد برده‏اند ، فرا ياد آورند و از آنان حجّت گيرند كه رسالت حق به آنان رسيده است و خردهاشان را كه در پرده غفلت ، مستور گشته ، برانگيزند . و نشانه‏هاى قدرتش را كه بر سقف بلند آسمان آشكار است به آنها بنمايانند و هم آنچه را كه بر روى زمين است و آنچه را كه سبب حياتشان يا موجب مرگشان مى‏شود به آنان بشناسانند و از سختيها و مرارتهايى كه پيرشان مى‏كند يا حوادثى كه بر سرشان مى‏تازد ، آگاهشان سازند . خداوند بندگان خود را از رسالت پيامبران ، بى‏نصيب نساخت بلكه همواره بر آنان ، كتاب فرو فرستاد و برهان و دليل راستى و درستى آيين خويش را بر ايشان آشكار ساخت و راه راست و روشن را خود در پيش پايشان بگشود . پيامبران را اندك بودن ياران ، در كار سست نكرد و فراوانى تكذيب كنندگان و دروغ انگاران ، از عزم جزم خود باز نداشت . براى برخى كه پيشين بودند ، نام پيامبرانى را كه زان سپس خواهند آمد ، گفته بود و برخى را كه پسين بودند ، به پيامبران پيشين شناسانده بود .

قرنها بدين منوال گذشت و روزگاران سپرى شد . پدران به ديار نيستى رفتند و فرزندان جاى ايشان بگرفتند و خداوند سبحان ، محمد رسول اللّه ( صلى اللّه عليه و آله ) را فرستاد تا وعده خود برآورد و دور نبوّت به پايان برد . در حالى كه از پيامبران برايش پيمان گرفته شده بود . نشانه‏هاى پيامبرى‏اش آشكار شد و روز ولادتش با كرامتى عظيم همراه بود . در اين هنگام مردم روى زمين به كيش و آيين پراكنده بودند

و هر كس را باور و عقيدت و آيين و رسمى ديگر بود : پاره‏اى خدا را به آفريدگانش تشبيه مى‏كردند . پاره‏اى او را به نامهايى منحرف مى‏خواندند و جماعتى مى‏گفتند كه اين جهان هستى ، آفريده ديگرى است . خداوند به رسالت محمد ( صلى اللّه عليه و آله ) آنان را از گمراهى برهانيد و ننگ جهالت از آنان بزدود .

خداوند سبحان ، مرتبت قرب و لقاى خود را به محمد ( صلى اللّه عليه و آله ) عطا كرد و براى او آن را پسنديد كه در نزد خود داشت . پس عزيزش داشت و از اين جهان فرودين كه قرين بلا و محنت است ، روى گردانش نمود و كريمانه جانش بگرفت . درود خدا بر او و خاندانش باد .

محمد ( صلى اللّه عليه و آله ) نيز در ميان امّت خود چيزهايى به وديعت نهاد كه ديگر پيامبران در ميان امّت خود به وديعت نهاده بودند زيرا هيچ پيامبرى امّت خويش را بعد از خود سرگردان رها نكرده است ، بى‏آنكه راهى روشن پيش پايشان گشوده باشد يا نشانه‏اى صريح و آشكار براى هدايتشان قرار داده باشد . محمد ( صلى اللّه عليه و آله ) نيز كتابى را كه از سوى پروردگارتان بر او نازل شده بود ، در ميان شما نهاد ، كتابى كه احكام حلال و حرامش در آن بيان شده بود و واجب و مستحب و ناسخ و منسوخش روشن شده بود . معلوم داشته كه چه كارهايى مباح است و چه كارهايى واجب يا حرام . خاص و عام چيست و در آن اندرزها و مثالهاست . مطلق و مقيد و محكم و متشابه آن را آشكار ساخته . هر مجملى را تفسير كرده و گره هر مشكلى را گشوده است . و نيز چيزهايى است كه براى دانستنش پيمان گرفته شده و چيزهايى است كه به نادانستنش رخصت داده شده . احكامى است كه در كتاب خدا به وجوب آن حكم شده و در سنت ، آن حكم نسخ گشته و احكامى است كه در سنت ، به وجوب آن تاكيد شده ولى در كتاب به تركش رخصت داده شده و نيز اعمالى است كه چون زمانش فرازآيد ، واجب و چون زمانش سپرى گردد ، وجوبش زايل شود . و در باب امورى كه ارتكاب آن گناه كبيره است و خدا به كيفر آن ، وعيد آتش دوزخ داده و امورى كه ارتكاب آن گناه صغيره است و مستوجب غفران و آمرزش اوست و امورى كه اندك آن هم پذيرفته آيد و هر كس مخير است كه بيش از آن هم به جاى آورد .

و از اين خطبه [ در ذكر حج ] خداوند ، حج خانه خود را بر شما واجب گردانيد و خانه خود را قبله‏گاه مردم ساخت . مردم با شوق تمام ، آنسان كه ستوران به آبشخور روى نهند و كبوتران به آشيانه پناه برند ، بدان درآيند . خداى سبحان حج را مقرر فرمود تا مردم در برابر عظمت او فروتنى نشان دهند و به عزت و جبروت او اعتراف كنند . و از ميان بندگان خود كسانى را برگزيد تا صلاى دعوت او شنيدند و اجابت كردند و سخن حق تصديق نمودند و در آنجا پاى نهادند كه پيامبرانش نهاده بودند و به آن فرشتگان همانند شدند كه گرد عرشش طواف مى‏كنند و در اين سودا كه سرمايه‏شان عبادت اوست ، سود فراوان حاصل كردند و تا به ميعاد آمرزش او دست يابند بر يكديگر پيشى جستند . خداوند ، سبحانه و تعالى ، حج را نشانه و علامت اسلام قرار داد و كعبه را پناهگاه پناهندگان و حج را فريضتى واجب ساخت و حقش را واجب گردانيد و حج را بر شما مقرر فرمود و گفت : « براى خدا حج آن خانه بر كسانى كه قدرت رفتن به آن داشته باشند ، واجب است و هر كه راه كفر پيش گيرد بداند كه خدا از جهانيان بى‏نياز است »  .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 12:16  توسط منصورصفری  | 

منتخب سخنان امام علی علیه السلام

منتخب سخنان امام علی (ع)

 

روش زندگي با مردم : با مردم آنگونه معاشرت كنيد، كه اگر مرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد، با اشتياق سوي شما آيند. (حكمت 10)



روش برخورد با دشمن:
اگر بر دشمنت دست يافتي، بخشيدن او را شكرانة پيروزي قرار ده. (حكمت 11)



آيين دوست يابي : ناتوان ترين مردم كسي است كه در دوست يابي ناتوان است، و از او ناتوان تر آن كه دوستان خود را از دست بدهد. (حكمت 12)

 


روش استفادة از نعمت ها : چون نشانه هاي نعمت پروردگار آشكار شد، با ناسپاسي نعمت ها را از خود دور نسازيد. (حكمت 13)



روش ياري كردن مردم :
از كفارة گناهان بزرگ، به فرياد مردم رسيدن، و آرام كردن مصيبت ديدگان است.(حكمت 24)



ترس از خدا در فزوني نعمت ها
: اي فرزند آدم ! زماني كه خدا را مي بيني كه انواع نعمت ها را به تو مي رساند تو در حالي كه معصيت كاري، بترس.(حكمت 25)



اعتدال در بخشش و حسابرسي :
بخشنده باش اما زياده روي نكن، در زندگي حسابگر باش اما سخت گير مباش. (حكمت 33)



ضرورت ترك آداب جاهلي :
(در سر راه صفين دهقانان شهر انبار تا امام را ديدند پياده شده، و پيشاپيش آن حضرت مي دويدند. فرمود: چرا چنين مي كنيد؟ گفتند: عادتي است كه پادشاهان خود را احترام مي كرديم، فرمود: )به خدا سوگند ! كه اميران شما از اين كار سودي نبردند، و شما در دنيا با آن خود را به زحمت مي افكنيد و در آخرت دچار رنج و زحمت مي گرديد، و چه زيانبار است رنجي كه عذاب در پي آن باشد، و چه سودمند است آسايشي كه با آن، امان از آتش جهنم باشد.(حكمت 37)

 


ارزش ها و آداب معاشرت با مردم
: به فرزندش امام حسن فرمود: پسرم ! چهار چيز از من ياد گير (در خوبي ها)، و چهار چيز به خاطر بسپار (هشدارها)، كه تا به آنها عمل مي كني زيان نبيني:



الف- خوبي ها

1- همانا ارزشمند ترين بي نيازي عقل است، 2- و بزرگ ترين فقر بي خردي است، 3- و ترسناك ترين تنهايي خود پسندي است، 4- و گرامي ترين ارزش خانوادگي، اخلاق نيكوست.



ب- هشدارها

1- پسرم ! از دوستي با احمق بپرهيز، چرا كه مي خواهد به تو نفعي رساند اما دچار زيانت مي كند.



2- از دوستي با بخيل بپرهيز، زيرا آنچه را كه سخت به آن نياز داري از تو دريغ مي دارد.



3- و از دوستي با بدكار بپرهيز، كه با اندك بهايي تو را مي فروشد.



4- و از دوستي با دروغگو بپرهيز، كه او به سراب ماند، دور را به تو نزديك، و نزديك را دور مي نماياند.(حكمت 38)

 



جايگاه واجبات و مستحبات
: عمل مستحب انسان را به خدا نزديك نمي گرداند اگر به واجب زيان رساند.(حكمت 39)

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 13:16  توسط منصورصفری  | 

رفتار امام رضا علیه السلام با مردم

امامان با مردم نشست و برخاست داشتند و در تعاملات اجتماعی به نیکوترین صورت با آنان برخورد می‌نمودند. این سیره چنان نیکو بود که با الگو قرار دادن آنان ما می‌توانیم روش صحیح برخورد اسلامی با افراد گوناگون را بیاموزیم.
با بررسی آِیات در می‌یابیم برخورد با انسان‌های مختلف باید هماهنگ و متناسب با روحیه آنها باشد خداوند عزوجل در قرآن فرموده است:
“محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم”؛ محمد فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفار سخت و شدید و در میان خود مهربانند.
در آیه دیگری چنین فرموده:
“یا ایها النبی جاهد الکفار و المنافقین و اغلظ علیهم”؛ ای پیامبر با کافران و مجاهدان جهاد کن و بر آنها سخت بگیر.
از این آیات چنین نتیجه‌گیری می‌شود که برخورد قرآن و اسلام با انسان‌های مختلف فرق می‌کند. در بعضی جاها دستور به برخورد نیک و پر محبت می‌دهد، «با مردم سخن نیک بگویید» و در جای دیگر دستور به برخورد میانه می‌دهد: «محمد فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند.
امام رضا علیه السلام به عنوان اسوه کانون مهر و عاطفه نسبت به بندگان خدا بود. در زیارت آمده است: السلام علی الامام الرئوف؛ (سلام بر امام و پیشوای با رافت و مهربان) این لقبی است که از طرف خداوند به ایشان داده شده است. ایشان بیشترین محبت و مهربانی را نسبت به مردم و اهل خانه و خدمت گزارانشان داشتند. در روزی که ایشان مسموم شدند و در آن روز به شهادت رسیدند بعد از این که نماز ظهر را خواندند به فردی که نزدیکشان بود فرمودند: مردم (منظور اهل خانواده کارکنان و خدمتگزارانشان بودند) غذا خورده‌اند؟ آن فرد جواب داد: آقای من در چنین وضعیتی کسی می‌تواند غذا بخورد؟ در این لحظه که امام علیه السلام متوجه می‌شوند کسی غذا نخورده، می‌نشینند و دستور آوردن سفره‌ای را می‌دهند همه را سر سفره دعوت می‌کنند و آنها را یکی یکی مورد محبت قرار می‌دهند.

ایشان در جایی که مربوط به شخص خودشان بود بزرگ‌ترین گذشت‌ها، عالی‌ترین ایثارها و بیشترین محبت را نسبت به دیگران داشتند. رفتار عملی امام رضا علیه السلام نشانه انسانی کامل و نمونه است که هیچ علاقه‌ای به دنیا و ظواهر آن ندارد.
اگر فردی حتی کوچک‌ترین خدمتی برای امام رضا علیه السلام انجام می‌داد، ایشان نهایت تشکر و قدردانی را به جا می‌آوردند و حتما خدمت آن فرد را جبران می‌نمودند. آن حضرت به مستضعفان و گرفتاران توجه خاصی می‌کردند، اگر آنها گرفتاری و ناراحتی داشتند، سعی می‌کردند مشکل آنان را حل کنند. زیاد بودند افرادی که در سایه یاری رسانی‌های امام علیه السلام به خیری دست یافتند.

منابع:سوره فتح، آیه ۲۹٫
 سوره توبه، آیه ۷۳٫
 سوره بقره، آیه ۸۳٫
 سوره فتح، آیه ۲۹٫
 ابن بابویه، صدوق، عیون اخبارالرضا، علی اکبر غفاری، ج ۲، ص ۴۹۸٫

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 11:5  توسط منصورصفری  | 

مشخصات کامل امام رضا (ع) :

نام : علی
لقب : رضا، صابر، زکی، ولی، فاضل، وفی، صدیق، رضی، سراج الله، نورالهدی، قرة عین المؤمنین، مکیدة الملحدین، کفوالملک، کافی الخلق، رب السریر، و رئاب التدبیر
کنیه : ابوالحسن
نام پدر : موسی
نام مادر : نجمه تکتم
تاریخ ولادت : ۱۱ ذی القعده سال ۱۴۸ هجری
محل ولادت : مدینه منوره
مدت امامت : ۲۰ سال
مدت عمر : ۵۵ سال
تاریخ شهادت : آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری
علت شهادت : انگور زهر آلود
نام قاتل : مأمون ملعون
محل دفن : خراسان
تعداد فرزندان : ۱ پسر و۱ دختر

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 10:57  توسط منصورصفری  |